آرشیو عکس
آرشیو عکس

بهمن رجبی در سخنرانی

بهمن رجبی در۶۶ سالگی

ارکستر ملل که بهمن رجبی تنبک آن را می زد

حسین تهرانی ( پدر نظام تنبک نوازی )

عکسی تنبک نواز زمان قاجار

محمود فرهمند بافی

امیر ناصر افتتاح معلم فرهیخته ی نظام تنبک نوازی

استاد پیمان ناصح پور ( استاد )![]()

حسین تهرانی در جوانی

استاد اخوان ( دزد آثار بهمن رجبی )

جهانگیر ملک

ارژنگ کامکار

استاد مجید خلج

استاد ناصر فرهنگ فر ( نابغه ی تنبک نوازی )![]()

استاد محمد اسماعیلی ( پروفسور نظام تنبک نوازی )![]()
![]()
اخبار موسیقی و تنبک
نه ولادميرم که
گلوله يي نهاد نقطه وار
به پايان جمله يي که مقطع تاريخ اش بود_
نه باز مي گردم من
نه ميميرم .
« احمد شاملو »
خبر هاي روز موسيقي و تنبک :
استاد حسين عليزاده يکي از موسيقيدانان و روشنفکران جامعه موسيقي ايران است .
او پس از طي چندين سال همکاري و ساخت قطعات ملوديک معروف با تنبک که نمونه ي آن « قطعه ي سواران دشت اميد » است. که اين قطعه تحولي در موسيقي ايران بوجود آورد .
وي اخيرا در يک بروشور و CD که نام آن شاعر تنبک و موضوع آن ستايش از يک تنبک نواز کاملا معمولي ( استاد ناصر فرهنگفر ) است چنين فرمودند که:
اين استاد در تنبک نوازي بي نظير است آخر آقاي عليزاده اگر ايشان بي نظير است چرا در سال 1357 براي ساخت قطعه ي سواران دشت اميد سراغ بهمن رجبي آمديد که در ميان سالي و استاد ناصر فرهنگفر در جواني و اوج قدرت.
همچنين لغب ايشان شاعر تنبک را نيز در سالهاي پيش به بهمن رجبي داده بود .
چگونه يک موسيقيدان و روشنفکر ايراني در طول چندين سال نظرش در مورد تنبک نوازي تغيير کند؟؟؟؟؟؟....

يکي ديگر از اين روشنفکران که استاد پرويز مشکاتيان است که دوست 30 ساله ي بهمن رجبي محسوب مي شود ،
در بروشور و CD چنين افاضه فرمودند که :
من نمي گويم که استاد ناصر فرهنگفر بهترين تنبک نواز است اما يکي از بهترين تنبک نوازها است.
( استاد از شما بااين همه سواد بعيد است )
اصلا اين جمله از نظر ادبي اشکال داردبه خاطر اينکه ما هيچ گاه نمي توانيم بگوييم که ( من نمي گويم که سيب بهترين ميوه است اما يکي از بهترين ميوه هاست ) لذا بهترين مطلق است و مطلق خداست .
يک هنر جو اگر بخواهد راجع به تنبک تحقيق کند رجوع حرفهاي اين روشنفکران مي کند .واي از اينکه ديگر روشنفکران هم دروغ بگويند ، من نمي دانستم اين قدر جامعه موسيقي ايران کثيف است.
اگر شما دروغ بگوييد ديگر چه انتظاري از مرد عادي مي توان داشت .
شما با اين افاضه ها آن محقق را از سياره اورانوس پرتاب کرده واو را به نوک دماغ الاغ در يکي از دهات هاي مازندران.
وشايد آن هنر جو تاآخر عمر نفهمد که بهمن رجبي که بود و چه کرد .
بدون شرح !
بدون شرح !
محمد رضا لطفي در آخرين ( ششمين و هفتمين ) شماره کتاب سال شيدا ( صفحه 183 ) :
... محمد قوي حلم اگر چه در پاره اي از موارد نسبت به نوازنده گان بسيار توا نمند مانند :
حسين تهراني ، افتتاح ، اسماعيلي ، رجبي و فرهنگفر که از تکنيک فردي بالا تري
بر خوردارند پايين تر است اما در رابطه با دانش ريتم و فرهنگ هنري و بينش و موسيقايي
ارزنده تر است .
پاسخ طنز آميز ( از زبان تنبک نواز ؛ بهمن رجبي ) :
اگر چه پرواز پشه نسبت به پرندگان بسيار بلند پر واز ! مانند : مگس ،خرمگس ، کلاغ ،
کبوتر ، قوش ، شاهين و بالاخره عقاب ارتفاع کمتري بر خوردار است ولي در رابطه با پرواز و فرهنگ پرواز و بينش پروار ارزنده تر است !!! ![]()

قسمت نظرات راه اندازی شد حالا می توانید نظر بدید
خدمت
خدمت دوستان و کساني که از اين وبلاگ ديدن مي کنند بايد عرض کنم
که هرگونه مطالبي که در اين وبلاگ وجود دارد مطلق به بهمن رجبي است
واين وبلاگ زير نظر بهمن رجبي تاسيس شده ....
پس از شما خواهش مي کنم که به من وصله ي دزدي نچسبانيد
دزدي اصلي را محمد اخوان کرده ...
در ضمن در تهيه و تدارک يه خبر جديد که را جع به حقه باز جديدي به نام
نويد افقه مطلب ارائه مي دهيم ...
(( منتظر خبر هاي جديد ما باشيد ))
از زبان دوستان :
دهه 30 را به خاطر آوريد . شايد ما نبوديم ولي تاريخ فراموش کردني نيست . موسيقي ايراني در دو دستگي سنت و بي راهه پيچ خطرناکي را در تاريخ خود طي مي کرده است که نسبتا سلامت از آن گذشته است. در آن سالها نيز مانند اين سالها و سال هاي آينده روابط و سليقه هاي شخصي دستي کارا در مطرح شدن يا نشدن سبک هاي هنري داشته اند . شايد سخت تر از امروز .امروز هر کسي و هر جواني به حال با چند نرم افزار کليپ درست مي کند ، روي سي دي مي آورد و پخش مي کند اما به ياد بياوريد که در گذشته اي نه چندان دور تکثير آثار هنري هزينه هاي گزافي به همراه داشته است مخصوصا در تبليغ يک ايده نو .شايد بتوان اين طور تعبير کرد که 100 سال طول کشيد تا مديايي ارزان در دسترس هنردوستان قرار گيرد که آثار صوتي و تصويري را به راحتي تکثير و پخش کنند . از زمان صفحه و ريل تا فلش کارت هاي 100 گيگابايتي امروز. اين تنها عاملي نيست که امروز سليقه هاي گوناگون اجازه عرض اندام پيدا مي کنند .حرمت ها هم شکسته شده است . روزي در اين مملکت شايد رديف و آموزش موسيقيايي با حرمت خويش اصالت موسيقي ايران را حفظ مي کرد . حسن اين سيستم اين بود که شما واژگان غريبي همچون تحرير ريتميک و ... را نمي شنيديد . لقب استاد حرمتي داشت که مردم جايگاه هاي هنري را با آن تعيين مي کردند . هر کسي خود به خود اجازه تدريس آثار ديگري را به خود نمي داد و ريش سفيدان موسيقي ايراني حرمت داشتند در نتيجه برايند آموزشي موفق تر از امروز بوده است .اما در هر زمان معرفي ساختاري نو با مشکل مواجه بوده است . بهمن رجبي در موسيقي ايران تاوان ساختار شکني را داده است . يعني در روزگاري که راديو تلويزيون و حتي کلاسها و... بر اساس رابطه هاي شخصي بوده است و ضمنا مانند امروز امکان فعاليت هاي شخصي و تکثير کارها و .. هم نبوده است وي با درک بالا از ريتم و شناخت و تکنيک بالاي تنبک هنر تنبک نوازي را بسيار دگرگون کرده است .تدوين کتاب آموزشي وي که به جرعت تنها کتابي است که روند آموزشي منسجم و مرتب و هدف مند دارد ، تفکر وي نسبت به همراهي هر ساز ، نسبت به بعد تکنوازي و گروه نوازي ، و تفکري اجتماعي تر و نگاهي نافذ ترنسبت به محيط که يک نوازنده صرفا بايد داشته باشد وي را در موسيقي ايراني در جايگاه خاصي قرار مي دهد .امروز در ايران بدون شک کسي نيست که شبيه وي ساز نزند . و بدون شک او بي مانند ساز مي زند . يعني حتي سبک هاي هم دوره وي به مرور زمان از نظر دست گرفتن ساز تکنوازي همراهي با سازهاي ديگر تا حدي شبيه به چيزي شده اند که وي سال 36 به بعد به آن معتقد بوده و اجرا مي کرده است . همه تنبک نوازان معاصر وي و بعد از وي جملات وي را نا خود آگاه و خودآگاه استفاده کرده اند با اين تفاوت که اخلاقيات بهمن رجبي باعث شدتا ساليان دراز هر قطعه اي که نواخت را معرفي کند که از کجا آمده از کجا الهام گرفته شده مثلا دو ميزان اولش از کيست و ... ولي نسل بعدي حتي منکر حضور پرقدرت مکتب وي در صحنه موسيقي ايراني شد . نقش قطعات وي که سالها پيش ساخته شده است در تکنوازي هاي امروز تنبک نوازان گاهي بيشتر از حضور خود تنبک نواز روي صحنه است با
اين تفاوت که او هميشه در مورد
حسين تهراني گفته است :بلبل
از فيض تو آموخت سخن و اينکه
اگر آن پير مرد نبود ما هم نبوديم ....
آيا نسل بعدي اين کار را کرده است ؟
اصلا امروز مد موسيقي ايراني
از زير بته بار آمدنست ...عده زيادي
مشکل غريبي با استاد معلم مربي
يا پيشکسوت دارند و معتقدند که
خودشان مادر زادي تکنيک و علم و
سليقه موسيقيايي پيدا کرده اند .
خوشبختانه در تاريخ هنر اين گونه
عقايد محکوم به مرگ اند .
چرا خوشبختانه چون اين عقيده باعث
غرور و تکبر مي شود و اين در کارها
منعکس است اکثر کساني که اين
گونه تبليغ مي کنند شاگردان
مطرحي هم ندارند . شاخه هنري بايد
بتواند رشد کند و شاگرد تربيت کند و
راهي فراسوي آيندگان بگذارند و گرنه
بنده بسيار خوب تار بزنم ولي هيچ
شاگردي نداشته باشم اين تفکر
محکوم به مرگ است .
براي ارزش شناسي هر اثر هنري
پارامتر هاي گوناگوني دخيل است :
نظم و هارموني قطعه ، تکنيک ، گوش نوازي
، نوآوري و آينده دار بودن از پارامتر هاي
فراموش شده امروزند . يعني فقط هر
چيزي را تند بزنيد، تبريک مي گويم
شما تنبک نواز شده ايد .
امروز در موسيقي ما فراموش شده است
که بهمن رجبي جوان نوآوري که
بدعتي گذاشته باشد نيست .
اصلا سبک وي ديگر سبک نويي نيست !
سبک هاي جديدي نه به آن قدرت بلکه
پس از آن آمده اند که دارند
در امتحان سخت تاريخ هنر تکاپو مي کنند
که باقي بمانند . زمان ثابت مي کند که
اين ها ماندني اند يا مي روند .
دوستان امروز بهمن رجبي 66 ساله
است و پس 30 سال از انتشار کتاب
پژوهشي وي هنوز تنبک نوزان بسياري
آن را نخوانده اند . بسياري از کساني
که وي را متهم به مواردي مي کنند حتي
يک قطعه از وي نشنيده اند . عزيزي به
شاگردان خود گفته بود بهمن رجبي
چيزهايي که نوشته خودش اجرا نمي کرده
بعد ها ما زديم! ديگري گفته بود او مرده!
مگر او چه کاري کرده و .. هم که زياد مي گويند .
خوشبختانه پس از 38 سال سخنراني و
کپي کارها و نوشته امرو تنبک نوازان
زيادي چه شاگرد وي بوده اند چه
نه سعي مي کنند مانند او ساز بزنند
اما اگر واقع بينانه ببينيم هنوز ريز هاي
وي رنگ ديگري دارد . هنوز کسي را
نمي توانيم متصور باشيم تا با يک
ارکستر 80 نفري يک تنه روي سمفوني
نايت موتسارت تنبک بزند و دست اندکاران
موسيقي کلاسيک در تعجب بمانند که به
غير از بابا کرم مگر چيز ديگري هم
با تنبک مي توان زد ؟؟
فراموش کردن وزنه اي اين چنيني در موسيقي
ايراني امر غير ممکني است .
بعد ديگري که در شخصيت وي
بسيار قابل تامل است بعد زيبا
شناسي و جامعه شناسي وي و نگاه به
محيط پيرامون است . 6 سال براي يک جمله از
جامعه اي که سراسر تضاد و مقاومت نسبت به يک
تفکر انساني است دور ماندن و برگشتن و کار کردن
را شما چگونه تلقي مي کنيد ؟
سالهاي بدون وقفه تدريس بدون نگاه صرف مادي ،
تاليف کتاب و سخنراني در راستاي روشن کردن ذهن
مردم نسبت به وقايع اطراف از ويژگي هاي بزرگ
اين آزاد مرد است . مقاومت وي مثال زدني است .
سخنراني او در فرهنگسراي بهمن سال 73 براي
همه هنردوستان همه رشته ها از لحاظ بعد جامعه
شناسي و زيبا شناسي حائظ اهميت و جذاب است .
خوشبختانه وي در 66 سالگي هنوز ثابت قدم پر انرژي
خلاق و جدي است و در مسير خود با احدي
شوخي ندارد.برخي اورا به تکرار متهم مي کنند
مرا ياد خبرنگاري مي اندازند که از بهرام بيضايي
گله کرده بود چرا سوژه هاي کارهايتان
گاهي تکراري است و وي گفته بود تا موقعي
که اين آرمان ها تحقق نيابند و خوسته ام
براورده نشود من در همين مسير مي نويسم !
رجبي از حکومت رابطه بر ضابطه از زيباشناسي
از دست هاي رسانه ها و غيرو و غيره شکايت
داشته خوب هنوز هم دارد پس مسير خود را به
حق ادامه خواهد داد .
چيزي که مرا به اعتقاداتم در باره او مطمئن تر مي کند
اين است که تکثير کارهايش و سخنراني هاي اخير با
وجود واقع بيني که نظام موسيقي ما آن را بر نمي تابد
و لحن تندش او را مقبول تر از پيش در جامعه موسيقي
ايران و در بين هنرجويان مي بينيم و اين يعني رشد
فکري جامعه نسبت به هنر که بخشي
از تلاشهاي بهمن رجبي به همين منظور بوده ،
او که بارها گفته : حجرالاسود من روشني ذهن شما ...
پایانی هرگز نبوده و نیست ...
زندگی نامه جهانگير مالک
سال تولد : 1314
محل تولد : تهران
وی از کودکی به نواختن تنبک علاقه مند بود و هر وقت مکانی دست میداد شروع به نواختن
می کرد . او پس از اتمام تحصیلات ابتدائی برای ادامه تحصیل به دبیرستان رازی رفت و در
این دبیرستان موفق به دریافت دیپلم شد . ولی در همین زمان پدرش به رحمت ایزدی پیوست و او
را تنها گذاشت . فوت پدر برای او ضربه جبران ناپذیری بود و این ضربات تا آخرین لحظات
وحیات این هنرمند با ارزش را راحت نگذاشت و پیوسته او را زیر ضربات روحی و روانی
قرار می داد ، به طوری که او مردی کم حوصله و تند خو و عصبی شده بود با این همه انسانی
بود شریف ، بی تکبر و با شخصیت و نمونه یک هنرمند درستکار و والامقام . او در اوایل
نوجوانی نزد هوشنگ مهر ورزان که از شاگردان ممتاز استاد حسین تهرانی بود شروع به
فراگیری نواختن ضرب کرد و پس از چندی نیز در خدمت استاد تهرانی نواختن ضرب را تکمیل
کرد . این فراگیری به حدی بود که خود در مقام استادی قرار گرفت و شاگردان بزرگی چون
محمد اسماعیلی ، آبتین اجلالی ، امیر بابک رکنی ، اصغری ، بهزاد رضوی ، محمود فرهمند
بافی و رجبی را تربیت کرد که امروز هر کدام جائی والا در نواختن این ساز دارند امیر ناصر
افتتاح در سال 1334 به رادیو رفت و همکاری خود را با ارکسترهای دیگر آغاز کرد ولی اوج
شکوفایی کار او ، زمانی بود که به برنامه های گلها راه یافت و در واقع او یکی از ستارگان
درخشان این برنامه ها شد . شادروان امیر ناصرافتتاح ، دوستی عمیقی با اکپر گلپایگانی هنرمند
دیگر گلها پیدا کرد و این دوستی تا آخرین روزهای حیات وی ادامه داشت . سرانجام فشار
روحی و عصبانیت و نارسائیهایی که برای وی به وجود آمده بود ، منجر به سکته قلبی او شد و
در یازدهم بهمن ماه هزار و سیصد و شصت و شش قلب پر مهر و صفای او در عنفوان جوانی
از کار افتاد . او را در امامزاده طاهر به خاک سپردند ، خداوند متعال رحمتش کند .
پایانی تلخ در انتظار ما...
ادامه مطلب
آنان که سر جنگ با اين مکتب آغاز نمودند جز شکست و پشيماني چيزي بر آنان نميماند و تا
به امروز هيچ کس را نديده ام که مانند اين مکتب آورده باشد چه بسا بهتر است تا ببنديد دهان
را و نگوييد که نمي داند ونمی فهمد و بهتر از او هست ، اگر هست بگوييد کيست؟
و من به اين فريب خوردگان که تا به امروز نظير آنها زياد ديده ام اين شعر را از سنايي يکي از
شاعران بزرگ ايران تقديم مي کنم:
دلا ! تا کي دراين زندان ، فريب اين و آن بيني ؟
يکي زين چاه ظلماني برون شو ، تا جهان بيني .
نظير استادان بزرگ زياد است اما نظير بهمن رجبي نديده ام و کسي را هم نمي شناسم که ديده باشد ،،،،،،![]()
معلمي را پيشه کند و به خاطر آب و نان سوء استفاده نکند و به شاگرد خود خيانت نکند .
انشاالله که خداوند آنان را به راه راست هدايت کند ![]()
براي نجات اين عزيزان صلوات... ![]()
يکي از شاگردان کوچک بهمن رجبي.
پاياني هرگز نبوده و نيست....
ادامه مطلب
گفتگويي که هرگز انجام نشد
گفتگويي که هرگز انجام نشد
ديداري با بهمن رجبي , تنبك نواز و مولف
نشريه موسيقي قرن 21-شماره 3
بيش از آنكه به ديدارش بروم , شنيده بودم كه بسيار تند خو و تندگو است . قرارمان عصر يك روز چهارشنبه بود . در كلاس درسش در يكي از نقاط غربي تهران , در طبقه پنجم يك ساختمان كه شيشه هاي اتاق كارش را با كاغذ فويل پوشانده است . عكسي از تنبك نواز فقيد , امير ناصر افتتاح , در سه كنج ديوار بالاي سرش فراردارد. چند شاگرد كه از نقاط مختلف تهران و شهرستانها آمده اند درس پس مي دهند , تا مي نشينيم ,
مي پرسد:
- در مورد من چه شنيده اي ؟ كارهايم را ديده اي ؟
- شنيده ام بسيار تندگو و تندخو هستيد؟
بار چه شنيده اي ؟
- از چند نفري هم شنيده ام كه در عرصه ي تنبك نوازي ايران , نتقطه عطفي به شمار مي آييد.
- شنيده بودم كه جواني مقابل مرحوم تهراني قد علم كرده بود , اما اكنون كه از آن مرد سخن مي گويد, به گونه اي ديگر از آن ياد مي كند
- اگر آن پيرمرد نبود , ما هم نبوديم !
_ من براي غارت شده نواختم , اما نه براي پول , براي دلم , اما عده اي كه براي غارتگران نواختند من آنها را لجن ميدانم. ارزش آنها رااز ……………… هم كمتر مي دانم .
- رنجشي او را به سخن گفتن وا مي دارد . سخناني به غايب سخت , من تنها رفته ام تا او را كه مي گويند بسيار سخت مي شود به وي نزديك شد تجربه كنم .شب بعد از ديدار , كتابش را خواندم . فيلم سخنراني اش را ديدم و فيلمي را از كارهايش , يكبار ديگر هم او را ملاقات كردم . انتظار او از مصاحبه اي كه من از او اتظار دارم چيز ديگري است . امري كه من به آن تن نخواهم داد و او نيز معيارهاي خاص خود را دارد كه با اساس حرفه ي من در اين جامعه در تقابل است . به شهادت متخصصين امر , او يك تنبك نواز بسيار قدرتمند است و در نگاه من آدمي است كه مي داند چه مي خواهد وچه مي نوازد و حتي مي داند كه در كجاي جهان ايستاده است .
- تنها يك تنبك نواز قدرتمند مي تواند در مورد من قضاوت كند , نه يك پيانيست يا يك سنتور زن .
- حقيقت اين است كه او در حرفه ي خود به عنوان يك تنيك نواز مولف صاحب جايگاهي است كه نمي توان آن را انكار كرد , هر چند كه بسيار تندگو باشد . كار ما با هم تمام است , اما هنوز جاي چند سوال باقي است . سوالاتي از اين دست كه : آيا مخالفان رجبي در مورد او چنان كه بايد با انصاف برخورد كرده و انتقادهايش را منصفانه بررسي و با آن برخورد كــــرد ه اند؟
- يا اينكه_ آيا رجبي حق دارد در مقابل توانايي مورد انكار قرار گرفته اش چنين برآشويد؟ چه كسي به اين سوالات پاسخ خواهد داد ؟
ادامه مطلب
« صداي پاي دمبک »
! از روي دست صداي پاي آب زنده يا سهراب سپهري . * تقديم به عمه ام !
اهل گيلانم
روزگارم بد نيست
شبه مغزي دارم ، خرده هوشي ، سر سوزن ذوقي !
کعبه ام رنج و عذاب
« حجرالاسود » من روشني ذهن شما
همه گويند که مکتب من
دمبکستان شده آزادستان
اهل گيلانم ، اما
« نسب » متحمل است
وصل باشد به نسيمي در فارس _ حافظ بهمن کش _
يا سفالينه اي از خاک جنون در بغداد _ بابک دشمن کش _
يا چه مي دانم ؟ شايد نسبم
به زني از شجر « سربداران خراسان » برسد
پدر و مادرم از کردستان
کز ره فقر شدند آواره
سوي گيلان عزيز !
من شدم معجوني که به قول شاعر :
نيمي از فرغانه _ نيمي از ترکستان !
چه شوده ؟ ؛ همين که مي بيني ، شده !
پدرم ، پشت دو تا سرفه ي خشک (1)
همچنان « دختر رحمان » دلاور خسرو ، که زيک تب وا رفت
رفت و چسبيد به خاک .
پدرم وقتي مُرد ، آسمان مي خنديد
به چه ؟ شايد که به گور پدرش !
مادرم گريان بود .
« هق هقي » کز اثرش ، همره شادي طفلانه ي آن درّ يتيم
جگر سنگ به درد آمد ه بود!
پدرم وقتي مُرد ، دمبکي هاي زمان _ دنده ي هفتم آلات طرب _
بي خبر از همه جا و همه کس
همه سر گرم تعيش بودند
بي خيال از همه چيز _ مثل آن شوخ مشنگ ! __
همه سر گرم ترنم بودند :
« همچو فرهاد بود کوه کني پيشه ي ما » !...
بعد مرگ پدرم
از سر عشق ، به ميهماني دمبک رفتم
من به دشت اندوه
من به باغ تحقير (2)
من به ايوان چراغاني آن عبيد زاکان !؟ رفتم
چيز ها ديدم در مهماني
شاعري ديدم هنگام خطاب ، به الاغي مي گفت :
پيش امثال شما ابن سينا سگ کيست ؟
قاطري ديدم بارش تکنيک
اشتري ديدم بارش دانش _ چار پايي بر او کتابي چند !__
توي يک مجلس حال (3)
من کتابي ديدم واژه هايش همه خالي بندي !
که در اين باره به قول قديما گفتنيا :
« رو دلم دس نذارين که کاسه ي پر خونه »
رفتم از پله ي دمبک بالا
تا ته کوچه ي شک
تا هواي خنک آزادي
بي جهت نيست که رندان طرب _ همه لبخند تمسخر بر لب _:
هه هه هه ، اونجارو باش
دمبکستان شده مجنوستان ! ها ها ها
اي کلينتون ! به فدايتان
چه قدر طنازيد ؟!
اهل گيلانم
پيشه ام تعليم است
علم « ديخ داخ داراخ داخ » ، اما
مانده ام سرگردان
به که تعليم دهم « خود آرايي » را ؟
بگذريم !
از براي دل صاب مرده ي خود يا که دل خلق خدا
دمبکي مي زنم و گاه که فرصت باشد _ همچو امروز که هست _
« چرت و پرت » ي هم روش!
نام و نان همچو زني هرجايي
در نگاهم سه طلاقه ست هنوز
هر دو ارزاني آن پرفسور ! تنبک باد
که سه نقطه ويرگول !!!
کار من نيست شناسايي گل سرخ
کار سهراب اين بود ؛ من که بيکار نيستم !
کار من شايد ، شايد که نه ، حتما اين است که :
دائم شب و روز ، توي فکر بدهي هام باشم
بهر آلونک خود « » دوبار گفته : زکي !
اهل گيلانم ، اما
خانه ام تهران است ؛ نبش هف حوض ، توي گلبرگ ، به سوي فلکه
هرکجا هستم باشم
آسمان مال من است !
کهکشان مال من است !
پنجره ، فکر ، هوا ، عشق ، زمين مال من است !
اين مهم نيست که گهگاه عيال از سر لطف ! به من مي غرد :
« دمبکي ، خاک دو عالم به سرت » !
دمبک الشعرا ء _ تهران _ بالاي منار _ پائيز 1375
1. منظور شهيد زنده ياد خسرو گلسرخي است .
2. دکتر منوچهر جهانبگلو به حسين تهراني مي گفت : عبيد زاکاني !؟
3. منظور کتاب « حبيب الله نصيري فر » است.
* زنده ياد سهراب سپهري ،شعر صداي پاي آب را به مادرش تقديم کرده بود و ذيل آن نيز نوشته بود : کاشان _قريه _ پاچنار_ تابستان 1343
ادامه مطلب
این زندگی نامه از زبان بهمن رجبی می باشد
افسوس بر آنان که نمي فهمندو خوشا به حال آنان که مي فهمند؛ آنجا که سخن
انسان رانفهمنددنيا جهنمي بيش نيست و مي سوزند آن پيام
آوران قرن و آنجا که سخن انسان رابفهمند دنيا بهشت خواهد بود.
بهمن رجبي در سال 1318 در يکي از محله هاي فقير نشين رشت متولد شد.
بهمن رجبي تنبکنواز، نويسنده، محقق و سخنور نظام موسيقي ايران مي باشد.
وي دو کتاب تحققي و دو کتاب آموزشي داردو
دو کتاب تحققي او عبارتند از:
1- تنبک و نگرشي به ريتم از زواياي مختلف.( کتاب اول )
2- تنبک و نگرشي به ريتم از زواياي مختلف.( کتاب دوم )
که کتاب دوم تحقيقي وي مشتمل بر سه فصل است:
1- آيا در رشته ي تنبک نوازي هر نوازنده الزاما هنرمند هم است؟
2- رد تحريم موسيقي در تشيع.
3- جامعه شناسي ريتم.
ودو کتاب آموزشي وي در زمينه ي هنر والاي تنبک نوازي عبارتنداز:
1- آموزش دوره ي ابتدايي و متوسطه.
2- آموزش دوره ي عالي وفوق عالي.
بهمن رجبي تکنوازي ودو نوازي تنبک و همکاري با
سازهاي ملوديک را از سال 1350 نشان داده است.
آخرين اجراي تکنوازي، گروهنوازي خود را با سازهاي ملوديک
در سال 1384 با ارکستر ملل به رهبري پيمان سلطاني اجرا کرده
که طي آن از تکنوازي ( که تجسم ريتميک قسمت اول قطعه ي موتزارت بود )
با تنبک نوازي خود ، قطعه را نيز پياده کرده است.
بهمن رجبي در حال حاضر 66 سال سن دارد او در اين
سن قدرت زيادي براي نواختن تنبک دارد.
يکي از قطعات معروف تنبک نوازي که مطعلق به بهمن رجبي است
قطعه ي معروف به گفتگوي چپ و راست است
که در کتاب عالي و فوق عالي وي موجود است.
او در دو کتاب آموزشي خود قطعه اي از قطعات ملوديک
موسيقي ايراني را با ريتم تجسم کرده است مانند:
قطعه ي ( در قفس ) که نغمه اي است از ابولحسن صبا .
قطعه ي زيباي ديگري که انسان را به ياد کودکي
مي اندازد قطعه ي زيباي -اتل متل توتوله- است.
بهمن رجبي وابسته به هيچ يک از نهادهاي موسيقي -
چه دولتي و چه غير دولتي - نبوده ودر آينده نيز نخواهد بود!
او از ورزشها ورزش کوهنوردي را برگزيده است.
چرا که ...
بهمن رجبي در مورد تکنوازي تنبک معتقد است که نوازنده بايد دو ويژگي داشته باشد:
1- قدرت اجرايي 2- ظرافت اجرايي
که در پس وپشت آن ، خلاقيت آشکاري نهفته است.
به عبارت ديگر تار قدرت و پود ظرافت.
در مورد مکتب بهمن رجبي قابل ذکر است که بگويم يکي از تکنيک هاي اين مکتب اين است
که عکس و بر گردان ، خيلي از قطعات موجود در کتابهايش هم نوشته و مي نوازد.
يکي ديگر از ويژگي هاي مکتب وي اين است که ميزان هايي از
گذشتگان گرفته و آن را به زيبايي هر چه تمام تر بسط و گسترش
داده که نمونه ي آن هشت ميزان از ميزان هاي زنده ياد...
( امير ناصر افتتاح ) است که آنها را بسط و گسترش داده و سه قطعه ي مستقل
بوجود آورده است.
از کارها ي بزرگي که بهمن رجبي براي تنبک نوازي ايران انجام داده است ساخت
ريزهاي شانزده گانه است ؛ و يکي ديگر ، بسط و گسترش ريتم هاي مطربي است
توام با ظرافت که زمان آن حدود 12 دقيقه است.
او زنده ياد... حسين تهراني را به عنوان پدر تنبک نوازي و از زنده ياد...
امير ناصر افتتاح به عنوان معلم بزرگ تنبک نوازي ايران ياد مي کند.
مطلب را با يکي از جملات کوتاه وي تمام ميکنيم...
...ومن ميگويم که بايستي از دريچه اي به عظمت آفرينش به ريتم نگريست .
پايان.
ادامه مطلب
تنبک و نگرشی به ریتم از زوایای مختلف :
به اعتقاد بهمن رجبي اطلاق کلمه ي « ضرب » به اين ساز ايراني به طور کلي غلط است منتها يک « غلط مصطلح » که استعمال آن هم به اينصورت اشکالي در بر نخواهد داشت .
در اين مورد قبل از هر چيز لازم است ياد آور شويم که ايراد و اعتراض ما به کلمه ي « ضرب » ناشي از عربي بودن واژه ، و به عبارت کلي تر خارجي بودن کلمه مذ کور نيست و يا اينکه به هيچ وجه تعصبي مبني بر اينکه چرا بايد يک ساز اصيل ملي توسط يک کلمه غير ايراني ، شناسانده شود در بين نيست و نخواهد بود ؛
زيرا به خوبي بر اين مهم واقف هستيم که وجود « تعصب » در هر زمينه اي از زمينه هاي مختلف زندگي ، صرفا ناشي از « يکدندگي » و « جهل » بوده و مانع بزرگي براي تحقيق و پژوهش مي باشد و لذا اعمال آن _ هر چند که موجه نيز جلوه کند _ شايسته نيست .
مي دانيم که « ضرب » کلمه اي است عربي از نوع مصدر آن هم ثلاثي مجرد توضيح اينکه مصدر هاي ثلاثي مجرد قاعده ي کلي ندارند و در اصطلاح ادبا « سماعي » هستند به اين معني که معيار به کاربردشان فقط « شنيدن » از
متقدمين و استنباط از نصر و نظم ادبا و فصحاي بزرگ و استعمال ديگران هست و بر آنها ، قياس نمي توان کرد و به عبارت ديگر « قياسي » نيستند .
مصدر هاي ثلاثي مجرد در عربي داراي اوزان بسيار است وبرخي از آنها که در زبان فارسي وجود دارند عبارتند از وزنهايي مانند : « ضرب » ، « صدق » ، « طلب » ، « شغل » وامثال آن .
کلمه ي ضرب داراي معاني متعددي است مانند : « مثل و شکل » ، « نوع صنف از چيزي » ، « مرد تيز خاطر و چست و چابک » ، « باران سبک » و نيز ، نام يکي از چهار عمل اصلي در علم حساب .
اين ساز يکي از آلات موسيقي است که عمل ( زدن ) روي آن انجام مي گيرد ، همانطور که مي توان گفت :
پيانو نيز ، يکي از آلات موسيقي که عمل ضرب ( زدن ) روي آن انجام مي گيرد و سنتور نيز...
پس چرا کلمه ي عربي « ضرب » ، منحصرا بايد روي اين ساز گذارده شود .
به طور کلي نام اين ساز ، در فرهنگهاي مختلف و نوشته هاي محققين اعم از ايراني و خارجي به وجوه مختلف آمده است که به يکايک آن ها اشاره مي کنيم
1. دمبر 2. دمبرک
3. تبنگ 4. تبنک
5. تبنک 6. تبنک
7. تنبيک 8. تنبوک
9. تنتک 10. خنبک
11. خمبک 12. خمک
13. دمل 14. دمبال
15. دمبلک يا دنبلک
16. خوراژاک 17. خمچک
18. تمبک 19. دنبک
20. تنبک 21. دمبک
22. تبنگ 23. ضرب
تذکر اين نکته ، ضروري است که ظهر هر يک از اسامي مذکور در زمان خاصي وبه مناسبت خاصي بوده است .
زيرا همانطوريکه اطلاق کلمه ي « ضرب » به اين ساز ايراني مستقيما با آمدن اعراب به ايران ارتباط دارد لذا ديگر نامگذاري هاي مربوطه نيز نمي توان بي مناسبت باشد .
تنبک از پنج قسمت به شرح زير تشکيل شده است :
1. پوست.
2. دهانه ي بزرگتر.
3. تنه.
4. نفير يا گلويي.
5. کاليبر يا دهانه ي بزرگتر.
تنبک کاملترين ساز ضربه اي موجود در دنياست :
قبل از هر چيز لازم است اين نکته را ياد آور شويم که منظور و مقصود ما از عنوان « تنبک کاملترين ساز ضربه اي موجود در دنياست » ، لذا از جهت ساختمان ظاهري آن بسيار ساده واز يک تکه پوست ويک تکه چوب درست شده وبه عبارت ديگر سازي است : ناقص حتي به تعبيري وحشي _ بلکه منظور و مقصود مااز عنوان مذکور جهت امکانات وسيعي است که نوازنده ي آن در اختيار دارد و يا ميتواند داشته باشد و اين درست همان چيزي است که در اين مطلب
دربارهاش بررسي و تحقيق به عمل مي آوريم .
نکته ي دوم اينکه خواندن عبارت فوق در وهله ي اول ، شايد اين تصوير را در اذهان عمومي ايجاد کند که نگارنده با توجه به « نوازنده بودن » خود ، بدون شک به حالت مذموم ، « خود پسندي » و « خد برتر بيني » دچار گشته و لذا به اين وسيله از قلم خود سوء استفاده کرده است .
به عبارت ديگر قصدش اين است که ضمن « بيش از اندازه » بالا بردن ارزش تنبک ، به طور غير مستقيم به قول معروف وجه چنين نيست چرا که ديگران نيز ، مشابه نظريه ي نگارنده را داشته و دارند و بدون اينکه از اين رهگذر ، نفعي عايدشان شود .
« لئون کني پر » آهنگساز نامي روس در اين مورد عقيده اش را اينطور بيان کرده که :
« شما بي جهت نام اين آلت را ضرب گذاشته ايد من آن را ساز مي دانم چه در عين سادگي ، کاملترين ساز ضربي است ... » در اينجا قبل از هر چيز نکته اي را به طور کلي عنوان مي کنيم .
تنبک تنها ساز ضربه اي دنياست که نوازنده ي آن ، امکان استفاده ي کامل از تمام انگشتان دو دست خود را دارا
ميباشد . درحاليکه نوازندگان ديگر ساز هاي ضربه اي دنيا به دلايل مختلف چه از جهت ساختمان ظاهر و چه از جهت
نقش ذات ريتم هاي نواخته شده درمحدوده ي مليت هاي مختلف فاقد چنين امکاني هستند .
خدايا مطربان را انگبين ده براي ضرب دستي پر آهنين ده
«مولاناجلالدين »
وآنجا که فتد مال تو در معرض قسمت تنبک زند و حق طمع ها بگذارد
«حکيم انوري »
کنگر اگر اين است که من مي بينم خوبان دگر ، تنبک تعليم کنند
«سيد برهنه »
به دوستي که ز دست تو ضربت شمشير چنان موافق طبع آمدم که ضرب اصول
«شيخ سعدي »
تار زن زاغي و ريحان و مليخاي يهود ضرب گير، اکبري و احمدي و بابائي
«حبيب قاآني »
تنبک محمل ارباب وفا را بردار بلبل باغ دلي ، شور و نوا را بردار
«میر نجات اصفهانی»




ادامه مطلب
بهمن رجبي:
بهمن رجبي در سال 1318 متولد شد و در يکي از محلات فقير نشين رشت زندگي را آغاز کرد.
اوبااستفاده از همه ي گذشتگان هنروالاي تنبک نوازي، بيشتر خود را مديون زنده ياد ( امير ناصر افتتاح معلم بزرگ تنبک نوازي ايران ) مي داند . همچنين بهمن رجبي راجع به امير ناصر افتتاح مي گويد :
امير ناصر افتتاح مطرب بود و براي غارتگران ننواخت. او براي غارت شده ها نواخت و من اين را ارزش مي دانم .
او در مقابل کثافت هاي جامعه که فکر مي کنند کاره اي هستند سر خم نکرد .
بهمن رجبي تنبک نواز، نويسنده، محقق وسخنور نيز مي باشد.
وي دو کتاب تحقيقي از جمله:
1. تنبک ونگرشي به ريتم از زواياي مختلف.
2. تنبک ونگرشي به ريتم از زواياي مختلف (2) . ( که هنوز شماره (2) آن به چاپ نرسيده است ...) .
و دو کتاب آموزشي تنبک که عبارتند از:
1. دوره ابتدايي و متوسطه.
2. دوره عالي وفوق عالي .
بهمن رجبي وابسته به هيچ يک از نهاد هاي موسيقي ، سازمان دو لتي و غير دولتي نبوده و نيست و در آينده نيز نخوا هد بود.
وي از ورزش ها به ورزش کوهنوردي علاقه اي بسيار دارد . چرا که ...
وي در سال 1350 اولين تکنوازي ، گروهنوازي با سازهاي ملوديک و دونوازي خود را اجرا کرد. او هميشه در محفل يا سخنراني هايش تکنوازي و دونوازي اش را اجرا مي کرد . همچنين از جمله قطعاتي که در تنبک نوازي ارزش علمي و زيبا يي شناسي دارد ، قطعاتي همچون :
گفت و گوي چپ و راست . ساخت در سال1354 در خرداد .
ريتم هاي مطربي . ساخت در سال 1350 تا سال 1353 .
قطعه ي ( اتل متل توتوله ... ) که انسان را به ياد کودکي مي اندازد .
و قطعه ي در قفس ،که نغمه اي است از ابولحسن صبا که ريتم ملو دي را به قطعه ي تنبک تبديل کرده است .
همچنين CD ، نوار ويدئويي ، نوار کاست اين آثار نيز موجود مي باشد .
پايان ....
ادامه مطلب
